تبليغاتX
مشهد شهر بهشت - جِوونای ما رِفتن جبهه شهید رِفتن حالا شما بی ناموسا میِن تو خیابونا کـــ….ن مستی مُکُنِن a href="http://www.yaarinews.com" target="_blank" title="یاری نیوز، پایگاه خبری دعوت از سید محمد خاتمی">



دیروز بعد از ظهر با چنتا از بچه ها ماشنو برداشتیم سمت خونه یه دوری بزنیم.پشت چراغ قرمز سه راه خیام یک 206 صندوقدار از عقب زد به یک پراید.البته برخورد چندان محکمی نداشتند و اتفاقا راننده هر دو ماشین زن بودند.ما هم 2 ماشین عقبتر از 206 بودیم و کاملا شاهد و ناظر وقایا.راننده پراید خانم میانسال و کاملا پوشیده  ای بود بطوریکه فقط دو تا چشماش و کمی از دماغش معلوم بود و مابقی قامت رعنای ایشون تو چادر مشکی پنهان بود و بالعکس راننده 206 ،دختری جوان با ظاهری نیمه فشن و البته خوش بر و رو.خانم پرایدی سریع از ماشین اومد بیرون و رفت کنار 206 ،راننده 206 هم که خیلی ترسیده بود اومد پایین خواست با تته پته عذر خواهی کنه که چنان سیلی محکمی خورد که برقش منم گرفت و چند ثانیه پشت چراغ خوشکم زد.دختر جوان که هاج و واج مونده بود، گفت: خانم چرا میزنی؟حاج خانم گفت:خدا لعنتتان کُنه،ما هرچی مِکِشِم از دست دخترای هرزه یِ!الهی به حق پنج تن همَتان بیمیرِن.کثافتای هرزه.

دختر بنده ی خدا واقعا مونده چی بگه البته ما هم که شاهد ماجرا بودیم شکه شدیم و

حاج خانم هم مسلسل وار اه و نفرین میکرد. من هم  تا اون لحظه  نفهمیده بودم این همه اه و ناله برای تصادفه یا چیز دیگه.خانم 206 دوباره گفت:خب خانم این چه طرز برخورده چرا فحش میدید،بیمه خسارتو پرداخت میکنه. من بخاطر سیلی از شما شکایت میکنم،من وکیل دارم الان زنگ میزنم پدرم بیاد،هنوز حرف بنده خدا تموم نشده بود که حاج خانم دوباره شروع کرد:هااا زنگ بِزَن او بابای بی ناموست بیاد زنگ بزن!زنگ بزن که دخترشو با  ای قیافه مِفرسته تو خیابون جِوونای مردمه رِ تحریک کنه.

206:خانم حرف دهنتو بهم!

حاج خانم:مُو حرف دهنمو مِفهمُم ،تو اگه شخصیت دِشتی نمیامَدی با ای قیافه تو خیابون دنبال الِقِرتَک بازی،مست مُکنی مِزِنی به ماشین مردم؟!

206:خانم مست چیه؟!تو حالت خوب نیست.زنگ زدم پلیس الان میاد تکلیف منو معلوم میکنه.

من که دیدم واقعا دختره مظلومه و سر زبون نداره این حاج خانم هم ظاهرا از عالم و ادم شاکی رفتم جلو گفتم حاج خانم میبخشید،این خانم مقصره شکی نیست اما این حرف های شما هم اصلا درست نیست.چرا توهین میکنید از شما بعیده شما جای مادر ما هستید.

حاج خانم هم نه گذاشت و نه برداشت،گفت:تو چی میگی؟!تو چی کارشی؟!ها فهمیدُم شما ها باهم بودِن ها؟!دوس پسریشی ها؟!

گفتم:نه حاج خانم شما که دیدید ایشون تنها بودن .من الان از اونطرف خیابون اومدم .

حاج خانم:خاک بر سرتان بُکنن،ذلیل شِن الهی .از ای امام رضا خِجِلت بیکیشِن.از خون شهدا از روح امام خجالت بیکیشِن.جِوونای ما رِفتن جبهه شهید رِفتن حالا شما بی ناموسا میِن تو خیابونا کـــ….ن مستی مُکُنِن.واسته پلیس بیه،مُگُم همتانِ جمع کنن.

خودم:حاج خانم حرف دهنتو بفهم حیف جای مادرمی والا یه چیزی بهت میگفتم…

همون لحظه پلیس راهنمایی و رانندگی هم رسید و من هم که دیدم با منطق این حاج خانم دارم متهم میشم سوار ماشین شدم و رفتم.

اینو نوشتم همینجوری،هر گونه برداشت سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی ازاد!

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

مشهد شهر بهشت a href="http://www.yaarinews.com" target="_blank" title="یاری نیوز، پایگاه خبری دعوت از سید محمد خاتمی">