تبليغاتX
مشهد شهر بهشت a href="http://www.yaarinews.com" target="_blank" title="یاری نیوز، پایگاه خبری دعوت از سید محمد خاتمی">



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

خیلی حرف داشتم واسه گفتن،دل پری داشتم اما کظم غیظ کردم و تصمیم گرفتم سکوت کنم تا بعد!

متاسفانه بدلیل مشکلاتی که در جریان تحصیلم تو دانشگاه پیش اومد مجبور شدم یا بهتر بگم مجبورم کردند انصراlف بدم.یاد میاد روزی که برای مهلت گرفتن از رئیس نظام وظیفه خراسان رضوی به حوزه مراجعه کردم،سرهنگ تفضلی با حالتی تمسخر امیز بهم گفت:پسر جان،درسته گفتند زگهواره تا گور دانش بجوی اما بعد از خدمت سربازی!!!

خلاصه اینکه برای ادامه تحصیل و شروع مجدد مجبور شدم برم اجباری،چند روز دیگه اعزامم.محل اموزشیم کد 39،با تحقیقاتی که انجام دادم ظاهرا 05 کرمانه،اگر احتمالا شما دوستان اطلاعات بیشتری در مورد کد 39 داشتید ممنون میشم بهم خبر بدید.

تو این پست خواستم از همه دوستانی که تو این مدت به من سر زدند و نظر دادند تشکر کنم؛اگر احتمالا در پست یا نظری باعث رنجش خاطر شما شدم عذر خواهی میکنم و امیدوارم منو حلال کنید.امیداورم یک بار دیگه بتونم تو این دنیای کوچیک مجازی با شما ارتباط برقرار کنم،یحتمل بعد از دوره اموزشی!

راستی بخاطر اینکه بعد از این پست نمیتونم برای مدت نسبتا طولانی به وب سر بزنم بخش نظرات بدون تایید فعال میکنم .از دوستانیکه دل خوشی از من ندارن و تو این مدت منو با فحش هاشون خندوندند خواهش میکنم مراعات حال دیگران رو بکنند و از غلظت فحش هاشون کم کنند چون دیگه سانسور نمیشه

اگر بار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم

در ضمن من همونیم که سمت چپ وبلاگ در قسمت درباره وبلاگ میبینید

خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

محرم صِِفر که مِشه حال و هوای شهر هم کم کم عِوَض مِره،شهرداری تو بولوارا پرچم مِزِنه و هیئت ها شروع مُکُنن به سیاهی زِدَن و مراسم گیرفتن.البته ای چیزا تقریبا تو تِمام شهرهای ایران یکیه و باهم فرقی چندانی نِدِره،ممکنه یَک خُورده تو انجام مراسم و با هم فرق دِشته باشن.اما بعضی چیزایم هست که فقط مخصوص یَک جای خاصه با مردم خاص خودش.مِثلا سینه زنی و مداحی مخصوص بوشهریا یا او تِجمعِ بزرگ ترکای زنجان تو محرم.تو مشهدم ای ایام مردم یَک کارایی مُکنَن که فقط مخصوص همی شهره،یکی از کارای معروف ما مشهدیا شله دِدَنه.وارد محرم که مِرِم هیئتا و مسجدایم کم کم دست بکار مِرُن ،بهر حال عزادارای امام حسین رِ باید سیر کِرد نِمِشه که اخر شب گوشنه یُ تشنه بِرَن خانشان!تو مشهد بِره شام یا نهار دِدَن علاوه بر غذاهای معروف مثه مرغ،قیمه،عدس پلو،چلو کِباب و….یک غدایی دیگه ای هم هست به اسم شله.اگر بُگُم ای شله پر طرفدار ترین غدایِ ای روزای تو مشهد دروغ نِگُفُتم،البته ایم دلیل خاص خودش رِ دِرِه.اول ایکه شله درست کِردنش سخته،همه نِمتِنَن.خانم های حالایم که بِگِردم اشپزی بِلَد نیستن،تنها کاری که یاد دِرِن مانیکور کِردنو،های لایت کِردَنُ و دوباره رنگ ساژ کِردن همو موهایی که یَک ماه پیش رنگشان کِردَن(البته همشان نِه ها! بعضیاشان 99.9%)

بِره همی اگه یَک بابایی بخواد شله یِ نابِ مشتی بُخوره باید یک سالی صبر کنه تا دوباره محرم،صفر بِره.دلیل بعدی ایهِ که اصلا شله وقتی خوشمِزه مِره که زیاد بِشه،حداقل بِره 200-300 نِفَر،او شله ای که تو خاناهشان بِره 5-6 نفر مِپَزن که شله نیست،آشِ!خلاصه به ای چند دلیل ملت شهید پرور یک سالی منتظر مِمانن تا ای ماها برسن و شله بِدن مخلص کلام رِ بُگُم اکثر مشهدیای دیوِنه یِ شُلین!.ما خودمان دیشب شله مِدِدِم،یِره دیدن عشق و علاقه ی ملت به ای غذای بهشتی باید یک سر میامدن تو فلسطین 18 میدیدِن این غذا چقدر طرفدار دِره!تو ای جور مواقع بعضی کارای ملت دیدنیهِ،میبینی یارو پرادوشِ رِ مِزِنه کنار یَک سطل یک بار مصرف از عقب برمِدره میاد جلو مِگه اقا یک ظرف به مایَم بِدِن.البته در ای که ملت بِره تبرکش میَن شکی نیست ها! اما علم ثابت کرده ملت مشهد اگر یک جا پلو وچلو بِدَن زیاد بِرشان فرقی نِمُکُنه اما خدا نِکُنه درِ یَک خانه شله بِدِن…دیگه پولدار و فقیر و بی ام دبلیو پیکان جِوانان نِدِره،همه میَن بِره او شله یِ!تو ای روزا اگه در صنقدوق عقب مردم رِ باز کنی کنار لاستیک زاپاس حتما یک سطل یک بار مصرف یا قابلِمه هم پیدا مُکُنی تا اگه یَک جا سر راه شله مِدِدَن معطل ظرف نِری،مخصوصا اقایون (ز-ذ) که با زحمت فِراوون بِره خانم های جوون حامله شان که ویار دِرَن دنبال یک سطل شله مِگِردن.البته شله دِدَن هم فصل و زمان خاصی دِره مثلا تو تابستون شله نمِچِسبه،چون غِدایی که باید داغ داغ بخوری و اگر سرد بشه فایده نِدِره خوردنش تو تایستون باعث مِره گُر بیگیری.در ضمن اوج شله پزون هم همی روزایی بود که دِره مِگذره،یعنی دهه اخر صِفر چون چنتا شهادت و رحلت باهمه و ملت هر چی نذر و نیاز دِشتن گذاشتن واسه همی روزا. ماه صفر که تِموم بِره بساط شله پزون هم جمع مِره و شله خوراش باید یک سال دیگه صبر کنن به همی خاطر بعضی ازو شله خورای حرفه ایش که سطلی میگیرن یکم شله مِذِرَن تو فریزر که اگه یَک موقعی چند ماه بعد هوسشان کرد بِتِنن بُخورن.البته ظاهرا یَک چند سالی هست ای شله ی مشهدِ ما صادر هم رِفته،شینیدُم تو تهران یَک جاهایی اب رِ با نُخود لوبیا قاطی مُکُنَن به اسم شله مِدَن به خلق الله اما ای کجا و او کجا!جریان شله مشهدی ِ تهران هم شده مثه همو شیشلیک شاندیز مشهدی که تو تهران و کیش و زِِدَن و همو بستنی دقت طلاب مشهد،فقط و فقط اسمشان درسته.مُو که مُگم اگه مملکت فدرالی اداره مِرَفت او وقت ما حق دِشتِم از ای رستورانای تهرانی شکایت کُنِم که چرا از غذاهای اصیل شهر ما سوء استفاده مُکُنَن،چون این غذاها انحصاری مال مشهدی،ساخت مشهده SHOLEH

MADE IN MASHHAD

ایَم یَک حرف گنده ی سیاسی از نِنِه ی عروس!


یک کاسه شله مشهدی همراه با قیمه که روش ریختن،غذایی مقوی،محبوب و پرطرفدار

باتشکر از وبلاگ دامون


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 


با تشکر از وبلاگ مشهد 1404-عکاس علیزاده


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

حدود 3 سال پیش وقتی اقای مهندس پژمان به عنوان شهردار مشهد انتخاب شد بسیاری از شهروندان و اهالی شهرداری امیدوار بودند کم کاری های شهرداری مشهد در سال های گذشته در زمینه عمرانی و به خصوص زیباسازی شهر و استفاده از نمادهای فرهنگی و هنری جبران شود.اما با گذشت 3 سال از انتخاب ایشان ظاهرا اقای مهندس پژمان هم به روش شهرداران پیشین خود عمل کرده اند.شهرداران مشهد در سال های اخیر با اقدامات خود در راس امور شهری بیش تر نشان داده اند که به اخذ عوارض و جریمه های ساختمانی توجه دارند تا مسائل فرهنگی و زیبا سازی شهری.بعضی وقت ها فکر میکنم اقای شهردار احتمالا مسیر منزل تا محل کار را با هلی کوپتر طی میکند.ای کاش اقای مهندس پژمان به جای انجام مصاحبه های فراوان و توجیه کم کاری های شهرداری،کمی هم به پروژه های نیمه تمام و اهمال کاری های گذشته توجه میکردند.

تصاویر بالا مربوط چهارراه(میدان)ملک اباد است،که در یک سال ونیم گذشته قرار بوده به میدان تبدیل شود.متاسفانه پس از گذشت چند سال از تخریب میدان فدیمی ملک اباد برای اجرای طرح قطار شهری و بیش ار یک سال از قرار دادن این بلوک های سیمانی نازیبا در وسط این میدان قدیمی ، هنوز هیج اقدامی مثبتی از سوی شهرداری صورت نگرفته.


پل های عابر پیاده بولوار وکیل اباد.این پل ها که پس ار گذشت چند سال و کشته شدن ده ها نفر در بولوار عریض و طویل وکیل اباد در حال نصب است متاسفانه از پله برقی برخوردار نیستند.به خاطر دارم در برنامه چراغ خاموش،امیر حسین مدرس از اقای شهردار قول نصب پله های برقی را گرفت اما ظاهرا اقای شهردار قول خود را فراموش کرده اند.واقعا یک خانم باردار یا پیر مرد می تواند این تعداد پله را بالا و پایین برود؟!


کال نسترن:این کال که حدود 3 سال است در حال بازسازی میباشد در حاشیه بولوار حیام قرار گرفته.شاید با دیدن این تصاویر،فکر کنید این منطقه یکی از مناطق محروم یا حاشیه ای شهر است اما باید عرض کنم منطقه ای که کال نسترن در انجا قرار گرفته یکی از گران قیمت ترین مناطق مسکونی شهر مشهد است که میلیون ها تومان ارزش ریالی دارد.

ایستگاه های اتوبوس:از ابتدای تابستان تا به امروز قرار بوده تجهیز و زیباسازی شوند و کماکان….

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

اره میدونم!هیچی نمیخواد بگی.تو هم مثل من مات و مبهوت این کاکتوس قشنگ و بزرگ شدی!حتما تا الان فَکِت افتاده!بهتره بیشتر دقت کنی،خوب نگاه کن.بازم نفهمیدی!؟ عیبی نداره،بهت حق میدم.چون منم بعد از کلی تحقیق و بررسی دوزاریم افتاد.حقیقت چیه؟!آی کیو!این کاکتوس مصنوعیه!طبیعی نیست!میدونم حدس زدنش خیلی سخت بود.این کاکتوس که تو این عکس میبینی،با تلاش و کوششِ شبانه روزیِ یه شرکت خصوصی و سفارش شهرداری مشهد تو لچکی میدون سابق(چهارراه فعلی)احمداباد ِ مشهد،ابتدای ملاصدرا ساخته شده.منم مثل تو برای بار اول وقتی این کاکتوسو دیدم فکر کردم،شهرداری مشهد با کلی هزینه و زحمت اونو از صحراهای امریکا یا مکزیک اورده مشهد.اخه خداییش خیلی شبیه کاکتوس فیلم های تگزارسیه،اما وقتی بیشتر دقت کردم،فهمیدم این شاهکار هنریِ یک شرکت زیباسازی با نظارت شهرداریِ مشهده که با چنتا لوله یِ پلاستیکی فاضلابِ مستراحهای ملت و یه قوطی رنگ،این نماد جذاب رو،سط شهر کار گذاشتن!حالا خودت در مورد مابقی زیباسازی های این چهارراه قضاوت کن.

 


 تصاویر بیشتر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

دیروز بعد از ظهر با چنتا از بچه ها ماشنو برداشتیم سمت خونه یه دوری بزنیم.پشت چراغ قرمز سه راه خیام یک 206 صندوقدار از عقب زد به یک پراید.البته برخورد چندان محکمی نداشتند و اتفاقا راننده هر دو ماشین زن بودند.ما هم 2 ماشین عقبتر از 206 بودیم و کاملا شاهد و ناظر وقایا.راننده پراید خانم میانسال و کاملا پوشیده  ای بود بطوریکه فقط دو تا چشماش و کمی از دماغش معلوم بود و مابقی قامت رعنای ایشون تو چادر مشکی پنهان بود و بالعکس راننده 206 ،دختری جوان با ظاهری نیمه فشن و البته خوش بر و رو.خانم پرایدی سریع از ماشین اومد بیرون و رفت کنار 206 ،راننده 206 هم که خیلی ترسیده بود اومد پایین خواست با تته پته عذر خواهی کنه که چنان سیلی محکمی خورد که برقش منم گرفت و چند ثانیه پشت چراغ خوشکم زد.دختر جوان که هاج و واج مونده بود، گفت: خانم چرا میزنی؟حاج خانم گفت:خدا لعنتتان کُنه،ما هرچی مِکِشِم از دست دخترای هرزه یِ!الهی به حق پنج تن همَتان بیمیرِن.کثافتای هرزه.

دختر بنده ی خدا واقعا مونده چی بگه البته ما هم که شاهد ماجرا بودیم شکه شدیم و

حاج خانم هم مسلسل وار اه و نفرین میکرد. من هم  تا اون لحظه  نفهمیده بودم این همه اه و ناله برای تصادفه یا چیز دیگه.خانم 206 دوباره گفت:خب خانم این چه طرز برخورده چرا فحش میدید،بیمه خسارتو پرداخت میکنه. من بخاطر سیلی از شما شکایت میکنم،من وکیل دارم الان زنگ میزنم پدرم بیاد،هنوز حرف بنده خدا تموم نشده بود که حاج خانم دوباره شروع کرد:هااا زنگ بِزَن او بابای بی ناموست بیاد زنگ بزن!زنگ بزن که دخترشو با  ای قیافه مِفرسته تو خیابون جِوونای مردمه رِ تحریک کنه.

206:خانم حرف دهنتو بهم!

حاج خانم:مُو حرف دهنمو مِفهمُم ،تو اگه شخصیت دِشتی نمیامَدی با ای قیافه تو خیابون دنبال الِقِرتَک بازی،مست مُکنی مِزِنی به ماشین مردم؟!

206:خانم مست چیه؟!تو حالت خوب نیست.زنگ زدم پلیس الان میاد تکلیف منو معلوم میکنه.

من که دیدم واقعا دختره مظلومه و سر زبون نداره این حاج خانم هم ظاهرا از عالم و ادم شاکی رفتم جلو گفتم حاج خانم میبخشید،این خانم مقصره شکی نیست اما این حرف های شما هم اصلا درست نیست.چرا توهین میکنید از شما بعیده شما جای مادر ما هستید.

حاج خانم هم نه گذاشت و نه برداشت،گفت:تو چی میگی؟!تو چی کارشی؟!ها فهمیدُم شما ها باهم بودِن ها؟!دوس پسریشی ها؟!

گفتم:نه حاج خانم شما که دیدید ایشون تنها بودن .من الان از اونطرف خیابون اومدم .

حاج خانم:خاک بر سرتان بُکنن،ذلیل شِن الهی .از ای امام رضا خِجِلت بیکیشِن.از خون شهدا از روح امام خجالت بیکیشِن.جِوونای ما رِفتن جبهه شهید رِفتن حالا شما بی ناموسا میِن تو خیابونا کـــ….ن مستی مُکُنِن.واسته پلیس بیه،مُگُم همتانِ جمع کنن.

خودم:حاج خانم حرف دهنتو بفهم حیف جای مادرمی والا یه چیزی بهت میگفتم…

همون لحظه پلیس راهنمایی و رانندگی هم رسید و من هم که دیدم با منطق این حاج خانم دارم متهم میشم سوار ماشین شدم و رفتم.

اینو نوشتم همینجوری،هر گونه برداشت سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی ازاد!

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387;ساعت ;  توسط محمد جواد(mj14rs);  | 

مشهد شهر بهشت a href="http://www.yaarinews.com" target="_blank" title="یاری نیوز، پایگاه خبری دعوت از سید محمد خاتمی">